جمال الدين محمد الخوانساري

21

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

دايم بودن طاعات وكردن خيرات وپيشى گرفتن بسوى خويهاى گرامى از كمال ايمان وافزونترين احسانست . ممكن است كه « فعل » وهمچنين « المبادرة » بكسر « 1 » خوانده شود وبنا بر اين معنى اينست كه دوام هر يك از طاعات وكردن خيرات وپيشى گرفتن بسوى خويهاى گرامى از كمال ايمان است ، وممكن است كه آنها بضمّ « 2 » خوانده شود وبنا بر اين معنى اينست كه : دوام طاعات وأصل كردن خيرات وأصل پيشى گرفتن بسوى خويهاى گرامى از كمال ايمان است . 5142 دوام الظلم يسلب النّعم ويجلب النّقم « 3 » . دايم بودن ستم مير بايد نعمتها را ، ومىكشد انتقامها را يعنى سبب آنها مىشود . 5143 دوام العافية اهنأ عطيّة وأفضل قسم . دايم بودن عافيت گواراتر بخشيده شده‌ايست ، وافزونتر بهره‌ايست . مراد به « عافيت » عافيت از كوفتها ودردها وخوف ناامنى است وغرض از ذكر « بودن آن گواراتر عطيهء وافزونتر بهرهء » اينست كه قدر آن نعمت را بايد دانست وحقّ شكر آنرا ادا بايد كرد . 5144 دوام الذّكر ينير القلب والفكر . دايم بودن ياد خدا روشن ميكند دل را وفكر را . 5145 دوام الصّبر عنوان الظّفر والنّصر .

--> ( 1 ) مراد جرّ ورفع است زيرا كه كلمه معرب است ومبنى نيست . ( 2 ) مراد جرّ ورفع است زيرا كه كلمه معرب است ومبنى نيست . ( 3 ) در أقرب الموارد گفته : « النّقمة والنّقمة والنّقمة مثل كلمة وكلمة وكلمة اسم من الانتقام وهي المكافأة بالعقوبة ، يقال : حلّت به النّقمة والجمع نقم ونقم ونقمات » .